محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
123
اكسير اعظم ( فارسى )
هر واحد بيست درم كنند . و اگر با وى سهر باشد سحرگاه شربت خشخاش ده درم در آب گرم حل كرده بدهند . و اگر قبض طبع باشد و از ملين و شياف اجابت نشود . اين حقنهء لين به عمل آرند بنفشه خشك سپستان نيلوفر هر واحد سه درم جو كوفته يك مشت برگ چقندر يك دسته همه را درد و رطل آب بجوشانند تا نيم رطل بماند صاف كرده شكر سرخ ده درم آبكامه پنج درم روغن بنفشه ده درم بر آن ريخته حقنه كنند و بعد از آن تليين طبيعت طبيعت به سكنجبين ساده و قرص طباشير ملين نمايند . و هرگاه در بدن بقيهء مرض باقى ماند و تحليل نشود و ماده در عروق هنوز باقى باشد بگيرند تخم كاسنى سه درم پوست بيخ كاسنى پنج درم در آب جوش داده صاف نموده سكنجبين ساده ده درم داخل كرد هب نوشند و يا هر صبح اين سكنجبين بزورى ده درم بنوشند كه آن ادرار بول و تلطيف اخلاط و تنقيهء عروق از بقاياى اخلاط كند . صفت آن تخم كاسنى تخم كشوث هر واحد سه درم پوست بيخ كاسنى پوست بيخ كبر هر واحد هفت درم تخم خربزه و تخم خيار و تخم بادرنگ هر واحد پنج درم همه را كوفته در دو رطل آب و نيم رطل سركهء تند يك شبانه روز بخيسانند پس بجوشانند تا ربع آن برود ماليده صاف كرده شكر سفيد يك من انداخته به قوام جلاب آرند . [ خجندى ] خجندى گويد كه بعد فصد هر صبح شربت تمر هندى يا شربت انار يا شربت عناب به آب شديد البرد يا با يخ يا ببرف بنوشانند و غذا بموزؤهء عدس محض به آب فواكه ترش و مزورات مطبوخ بزرشك يا سماق سازند و تليين طبيعت به شيرخشت و تمر هندى يا بشربت ورد مكرر و شيرخشت يا به آب انارين مشحومين و شيرخشت يا بشربت آلو مسهل يا بنقوع مشمش و عناب و سپستان و آلو و گل سرخ و ريوند چينى كنند . و اگر حرارت قوى و تشنگى سخت باشد و با وى سرفه بود لعاب بهدانه يا بزرقطونا به اندك نبات كه بسيار شيرين نگردد و به روغن بادام و طباشير بدهند . و اگر با وى سرفه نباشد اشربهء مذكوره و سكنجبين ساده به آب برف و لعاب اسپغول بنوشانند و آنچه نافع اين مرض است آب كاسنى به سكنجبين و شربت صندل يا آب شاهتره يا آب هندوانه است سه روز يا پنج روز بدهند . و اگر مريض ضعيف بسيار باشد كعك باريك سوده به شكر و آب سرد يا پوست جو به شكر بدهند و گاهى اقراص كافور و طباشير داده مىشود و ماء القرع اين تب را نافع بود . و اگر قبض طبع باشد تليين بحقنهء لين كنند و اين ملين نافع اين علت است آلوى بخارا عناب سپستان هر يك پانزده عدد مويز منقى ده درم تمر هندى ده درم گل سرخ سه درم شاهتره يك قبضه تخم خرفه كوفته تخم كشوث بنفشه باديان تخم كرفس هر يك دو درم هليلهء زرد سناى مكى هر يك پنج درم جوش خفيف داده در شيشه كنند و سه روز در آفتاب داشته بعد سه روز هر صبح چهل درم باده درم سكنجبين و ده درم خميرهء بنفشه بنوشانند . [ ابو منصور ] ابو منصور گويد كه اگر حمى مطبقه در ابتدا باشد مبادرت به فصد كنند و خون بسيار برآرند . و اگر زبان مريض سياه گردد و اعراض تب محرقه عارض شود تدبيرش بدان چه در باب او بيايد بايد كرد و فصد نكنند و ربوب حامضه بدهند و تقليل غذا نمايند . و چون فصد كنند و هنوز در ابتدا باشد ربوب مذكوره در اغذيه استعمال نمايند و آب سرد و قرص كافور نيز بخورانند . و چون از تب خارج شوند از شراب و لحوم و شيرينى پرهيز كنند تا آنكه خوب صحت يابند و به عادت خود رجوع كنند . و بقراط گفته كه كل تب دائمه اگر در روز سوم منقلع شود بهتر و اميدوارتر است . و اگر روز سوم شدت كند دلالت بر شر و صعوبت نمايد . و اصحاب صناعت گفتهاند كه اصعب امراض و اعظم آنها حميات و ائمه است . و ثابت گفته كه مريض را در جميع امراض حاره بشب باجلاب اسپغول و بهدانه بنوشانند و بعد تنقيه يا ظهور نضج گل ارمنى از يك درم تا دو درم بدهند كه خاصيت او تعديل مزاج و منع ماده مائل بصدر است . و محمد بن زكريا گويد كه اگر در اين تب تأخير در فصد كنند ليكن اعتماد بر شرب آب سرد شديد البرد به مريض نمايند و چندان بنوشانند كه رنگ سبز گردد و ارتعاد كند پس اگر تب آهسته گردد كفايت باشد . و اگر عود كند اعادهء آن نمايند تا آنكه آهسته گردد و تب نرم شود و بعده تدبير حماى لينه كنند و اين تدبير حمى بسيار نافع است و تجربه و امتحان آن كردم و از آن خلق كثير از خطر عظيم خلاص يافته و نوشيدن آب سرد ترك نكنند و لزوم او نمايند مگر آنكه تب با ورم معده يا جگر باشد و با وجود اين نيز نوشيدن او نگذارند اگر حاجت به سوى آب شديد باشد و از ورم معده و كبد خون نكنند الا آنكه ورم در رحم يا گرده يا مثانه و خاصهً در حجاب و ريه و صدر باشد و علامتش شدت التهاب تب و هيجان خفقآن است اگر بر اين حال دوام پيدا كند آن را مطفيات تسكين ننمايد و در آن نجات نبود زيرا كه قلب چون مختنق گردد دلالت كند بر غليان خون و در اين هنگام آن را خلاص نبود مگر به نوشيدن آب سرد تا آنكه